على اصغر حلبى
7
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
فصل اوّل كليات 1 . حدود علم كلام و فلسفه و فرق آن دو علم كلام ، كلام در لغت سخن گفتن است و در اصطلاح مرسوم ، دفاع از ديانت ، به ويژه اعتقادات ، در برابر معارضان به وسيلهء ادلّهء عقلى است . در اين معنى كلام و فلسفه به هم نزديك مىشوند ، و در دورههايى از تاريخ تفكّرات عقلى اسلامى چنان شده است كه كلام و فلسفه و مباحث و اصطلاحات آن دو علم با هم درآميختهاند . امّا اين دو علم اساسا با هم فرق دارند ، و گاهى در برابر همديگر نيز قرار گرفتهاند . پس بايد نخست فرق اين دو را با هم روشن سازيم . دربارهء فرق فلسفه و كلام مطالب زيادى گفتهاند ، ولى به عبارت سادهتر مىتوانيم بگوييم كه : اگر دربارهء خدا ، و جهان ، كه ما نيز جزئى از آن هستيم ، آزادانه بحث شود ، و اين قيد و شرط در ميان نباشد كه نتيجهء بحث الزاما با يكى از اديان موافق درآيد ، چنين بحثى را فلسفه « 1 » گويند ؛ امّا همين كه به اين قيد مقيّد و ملزم باشيم كه حتما بحث ما با يكى از اديان موافق در آيد ، و يا آن را در برابر مبتدعان « 2 » و مخالفان - مثلا خود فلسفه - حراست كند ، و در نتيجه در تعقّل از حريم دين پا بيرون نگذاريم ، چنين بحث و پژوهشى را علم كلام « 3 » گويند . اين نكته دربارهء نفس انديشه و تفكّر نيز صادق است . مكرّر مىشنويد كه مىگويند با اين كه قرآن مجيد همهء مردم ، و به ويژه مسلمانان و مؤمنان را ، به تفكّر و انديشه فرا
--> ( 1 ) . Philosophy ( 2 ) . مبتدع - بدعتآور ؛ نوكيش . ( 3 ) . Theology .